قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

774

تاريخ الفي ( فارسى )

پس منادى كردند تا خلايق به مسجد جامع حاضر شوند و منبر در صحن مسجد نهادند . قيس بر بالاى منبر رفت و خداى را به صفات كمال ياد كرد و بر مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، درود فرستاد و بعد ، از ابتلاى حقّ سبحانه و تعالى انبيا و اوليا را حديثى چند فروخواند و بعد از آن گفت : اى قوم ، بدانيد كه من رسول امير المؤمنين حسين بن علىّام . مرا فرستاده تا اين ولايت به وى دهيد كه وى از يزيد سزاوارتر است به خلافت ، زيرا كه فرزند رسول خداست . پس بياييد و او را يارى دهيد كه در كربلا با اندك مردمى فرود آمده و لشكر مخالف بسيار است . خوشا حال صاحبدولتى كه از هجوم [ 105 ب ] بلا انديشه نكرده روى به بيابان كربلا آورد . بعد از آن فصلى دور و دراز از مذمّت يزيد و ابن زياد برخواند ، چنانچه خروش از اهل كوفه برآمده . اين خبر به ابن زياد رسيد . فرستاد تا قيس را از منبر به زير آورده از بالاى كوشك بينداختند . چون خبر قتل قيس به امام ، عليه السّلام ، رسيد بسيار بگريست و او را دعاى خير كرد . رحمة اللّه عليه . القصّه ؛ چون ابن زياد شنيد كه حسين بن على به كربلا فرود آمده نامه‌اى نوشت به وى ؛ مضمونش آنكه : « امير المؤمنين يزيد به نامه‌اى نوشته كه چون حسين را بيابى يا خبر او را بشنوى بر بستر نخسبى و آب و نان نخورى تا او را به بيعت من در نياورى . و اگر او ابا و امتناع ورزد سرش را از تن جدا كرده نزد من فرستى . اى حسين ! من تو را نصيحت مىكنم بيا به بيعت يزيد درآى . اگر چنين نكنى جنگ را آماده باش » . چون نامه به امام حسين ، عليه السّلام ، رسيد برخواند و بينداخت و فرمود : بد است حال قومى كه رضاى مخلوق بر غضب خالق اختيار مىكنند . پس رسول عبيد اللّه گفت : جواب نامه بنويسيد . امام فرمود : نامهء او را نزد من جوابى نيست و سزاى او جز كلمهء عذاب نيست . « 1 » آن رسول پيش پسر زياد آمد و خبر نامه انداختن و جواب نامه نانوشتن بياورد . غضب او زياد شده به حضّار مجلس روى آورده گفت : كيست از شما كه متصدّى حرب حسين گردد تا هر شهرى از شهرهاى عراق كه طلبد به وى ارزانى دارم ؟ هيچ كس جواب نداد . دويم و سيم اين را نيز تكرار كرد . كسى اجابت نكرد . آخرسر عمر سعد را پيش طلبيد و گفت : مدتى شد كه مىشنوم آرزوى حكومت رى دارى و در واقع آن ولايتى وسيع و عرصه‌اى فسيح دارد و مداخل اموال او بيشمار . حالا مىخواهم كه منشور رى و طبرستان به نام تو نويسم و اين

--> ( 1 ) . امام ( ع ) فرمود : ماله عندى جواب لأنّه حقّت عليه كلمة العذاب ؛ سخنان حسين بن على از مدينه تا كربلا ، ص 187 .